معين الدين محمد زمچى اسفزارى
63
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
هرچه سرمايهء عمارت بود * همه ترتيب كرد زودا زود پس طلب كرد روز از پى كار * فرّخ از سير اختران بشمار و بطالع خجسته و ساعت فرخنده شهر قهندز را بنا كردند و بارهء بر صفت كوه قاف « 1 » گرد او برآوردند . و چهار قصر رفيع بر چهار طرف او بساختند ، و دو دروازه يكى از جانب شمال و يكى از جانب جنوب در غايت محكمى بپرداخت چنان كه حصار شميران داخل شده ركن ركين و سدّ اسدّ قهندز شد و عرض ديوار سى گز و بالاى او « 2 » پنجاه گز نهادند و برجها نصب كرده خندق عميق كندند و دوازده سال و نيم را باتمام رسيد . شهرى « 3 » آمد در غايت مناعت و متانت و بروج و اركان او در نهايت محكم و حصانت . لعبد الواسع الجبلى رح « 4 » : چشم جهان نديده نه گوش فلك شنيد * اين خوبتر مكان و پسنديدهتر مقر و رعايا از حصار شميران در عهد دولت بهمن بن « 5 » اسفنديار بن گشتاسف بقهندز منتقل شدند . و روزگار دراز بسر بردند . پس بمرور ايام از كثرت اقوام و وفور ازدحام قهندز نيز بريشان تنگ آمد تا در وقتى كه ملك ايشان ارغاغوش نام بود ازو درخواستند كه از پادشاه عصر استجازه نمايد كه شهرى « 6 » وسيعتر از قهندز بسازند . ارغاغوش از پادشاه اجازت طلبيد و گويند پادشاه بهمن بود ، فرمود كه اموال بيت المال بعمارت چنين شهرى « 7 » وفا نميكند ، اگر رعيت بكوچ خود ميسازند مانعى نيست ، چون سكنه قهندز اين رخصت يافتند پيش ارغاغوش آمده گفتند ما از مال خود ميسازيم .
--> ( 1 ) - مج : بر صفت كوه گرد او . مك : بر صفت كوه قاف گرد او . ( 2 ) - مج : و بالاى پنجاه گز . مك : و بالاى او پنجاه گز . ( 3 ) - مج : باتمام رسيد شهر آمد . مك : باتمام رسيد شهرى آمد . ( 4 ) - مج : لعبد الواسع الجبلى رح . مك : لعبد الواسع رح . ( 5 ) - مج : بهمن اسفنديار . مك : بهمن بن اسفنديار . ( 6 ) - مج : كه شهرى وسيع . مك : كه شهر وسيع . ( 7 ) - مج : چنين شهر وفا نميكند . مك : چنين شهرى وفا نميكند .